تا کی باید شاهد این بیحرمتیها از جانب مدعیان اسلامشناسی و اجتهاد باشیم؟
شورای تببین مواضع بسیج دانشجویی طی نامهای به مراجع تقلید خواستار موضعگیری آنان در برابر اقدامات اخیر فائزه هاشمی رفسنجانی در دیدار با بهائیان شد.
دانشجویان در این نامه نوشتند:" طبق آموزه هایی که به ما رسیده دریافته ایم که علمای دین نگاهبانان و حصارهایی مستحکماند که باید دین را در برابر بدعتها و تحریفها و انحرافات حفظ کنند. همچنین خواندهایم که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند: «إذا ظَهَرتِ البِدعُ فی اُمّتی فلْیُظهِرِ العالِمُ علمَهُ، فمَن لَم یَفعل فعَلَیهِ لَعنةُ اللّه»[1]. از سوی دیگر همه میدانیم فرقهی ضالهی بهائیت جریانی منحرف و خارج شده از اسلام است. پس چه شده است که امروز فرزند یکی از کسانی که خود را عالم و بزرگ دین میداند تحت حمایت پدر خود به دیدار بزرگان فرقهی ضالهی بهائیت رفته و آنان را دوستان خود معرفی میکند بی آن که خاطر کسی آزرده شود؟
چه شده است که در سکوت علما و بزرگان حوزه، بهائیان را به عنوان «مردان و زنان بزرگ ایرانی» معرفی میکنند، در حالی که پشتشان گرم است به این که پدرشان جایگاهی در جمهوری اسلامی و در میان علمای دین دارد؟ چه شده است که فرزند یکی از مقامات بلند پایهی جمهوری اسلامی که از قضا داعیهی آخوندی هم دارد به راحتی زیر عکس بنیان گذار آن فرقهی ضاله مینشیند و با دوستان بهائی خویش عکس میگیرد و ابایی هم از انتشار این عکسها ندارد و کسی هم اعتراضی نمیکند؟
تا کی باید شاهد این بیحرمتیها به اسلام از جانب مدعیان اسلامشناسی و اجتهاد باشیم؟ برفرض اگر زبیر در زمانی از خواص اصحاب رسولالله و امیرالمؤمنین (علیهما السلام) بود، آیا پس از آن که فرزندش او را از مسیر حق به باطل کشاند، باز هم باید امیرالمؤمنین (علیه السلام) به احترام خدمات پیشین او سکوت پیشه میکردند؟ کی زمان آن میرسد که حوزههای علمیه و علمای اسلام برای حفظ دین، این تیر زهرآگین که تا عمق نظام فرورفته را از سینهی اسلام بیرون کشند؟
در تاریخ کم نداشتهایم امثال زبیرها و امروز هم ما دانشجویان نگران زبیرهایی هستیم که در انقلاب اسلامی و در قلب اسلام رسوخ کردهاند و دارند با تطهیر چهرهی منحرفانی چون بهائیان، اسلام را طوری معنا میکنند که مطلوب دشمنان اسلام باشد. از همهی دلسوزان اسلام عزیز میخواهیم با تبیین مرزهای حق و باطل جلوی در هم آمیخته شدن حق و باطل را گرفته و پردههای نفاق را بدرند تا مبادا دوباره غبار فتنه بلند شود و مسیر حق را بر مردم بپوشاند. از همهی کسانی که میتوانند با بیانشان و یا اقدامشان کاری کنند که چهرهی نفاق آشکار شود و دنبالهروان بهائیان که مصداق بارز دشمنان اسلام هستند در داخل کشور برای مردم شناخته شوند، میخواهیم از هیچ اقدامی دریغ نکنند تا مردم، فریب سالوس و اسلامنمایی منافقین را نخورند."
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل خطاب به هاشمی رفسنجانی؛
از قم تا الازهر این مبانی اسلام را قبول دارند و خانواده شما، خیر!
همچنین اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور در نامهای خطاب به هاشمیرفسنجانی نوشتند: آیا در خانواده یک مجتهد دینی بهاییت به عنوان دین شناخته می شود؟ آیا شما نمی دانید که بهاییت یک فرقه ضاله است که به پشتوانه انگلیس خبیث شکل گرفته است؟ آیا شما با این انحراف آشنا نیستید؟ پس چطور اجازه می دهید در خانواده شما از حقوق بشری بهاییت دفاع شود؟ خدای بهاییت کیست؟ کدام پیامبری این دین را برای بشریت آورده است؟"
متن کامل نامه دانشجویان خطاب به هاشمی رفسنجانی به شرح زیر است:" مدت های مدیدی است که ما دانشجویان نسبت به رفتارها و گفتارهای شما در مقام منتقد هستیم، چرا که رفتار های شما و خانواده تان را در خلاف مسیر منافع ملت و آرمان و اهداف انقلاب اسلامی میدانیم و مفاسد فرزندانتان را جز لطمه و دست اندازی به بیت المال و حقوق ملت نمی دانیم.
اما همه به این امر مستحضرند که شما تلاش دارید هم از مشروعیت جمهوری اسلامی استفاده کنید و هم از مواهب اپوزیسیون بودن بهره مند شوید و در این بین رفتار خانواده شما و سکوت شما در برابر انحرافات آنها، ابزاری است برای جذب اپوزیسیون به سمت شما!
شما که در دهه شصت تندترین اظهارات را علیه لیبرال ها داشته اید امروز نقطه مشترک و امید همه لیبرال های داخلی و خارجی هستید و همه ذیل جریان نومحافظه کاری اطراف شما هستند. شما در داخل چهارچوب جمهوری اسلامی حضور دارید اما همواره در مقابل ضوابط و چهارچوب های جمهوری اسلامی عمل می کنید و حتی زمانیکه دادگاه جمهوری اسلامی بخاطر جرائم اقتصادی و امنیتی فرزندتان، حکم محکومیت برای وی صادر می کند، حکم دادگاه اسلامی را بر نتافتید
جناب آقای هاشمی رفسنجانی
هنوز چند سالی بیش نیست که از فتنه 88 و فتنه انگیزی های فرزندان شما نمی گذارد و هنوز مهر احکام قضایی مفاسد اقتصادی و امنیتی فرزندان تان تازه است و هنوز ملت ایران از خیانت هایی که خانواده شما در حق انقلاب و امام کرده اند رنج می برد، از فتنه ای که فرزندان شما برای این ملت رقم زدند و پشتبند آن دشمنان انقلاب برای فشار بیشتر به مردم انقلابی و شهید داده ایران اسلامی تحریم های اقتصادی را وضع کردند! و امروز مردم در دوران تحریم، چوب فتنه گری های فرزندان شما را می خوردند. اما آیا نباید شما به عنوان فردی که زمانی از افراد شاخص این انقلاب بوده اید، در مقابل کجروی های فرزندانتان بایستید؟ آیا نباید یا آنها را هدایت کنید یا از آنها اعلام برائت کنید؟
آقای رفسنجانی
اینها نقدهای سیاسی در حوزه عملکرد زاویه دار شما نسبت به مبانی انقلاب اسلامی است که به جهت داشتن پایگاه در اپوزیسیون از شما صورت می پذیرد، اما اتفاق اخیر دیگر یک مسئله سیاسی نیست، بلکه مسئله شرع مقدس اسلام است. فائزه هاشمی، فرزند شما در روزهای اخیر به دیدار خانواده بهایی ضدانقلاب رفته و در توجیح این دیدار گفته است: «نگاه من به این موضوع نگاه حقوق بشری است که آنها هم باید مثل شهروندان دیگر کامل از حقوق اولیه شهروندی برخوردار باشند که متاسفانه از کمترین حقوق برخوردار نیستند. نگاه من به موضوع بهاییها موضوع حقوق بشر است و این که حالا من مسلمانم و آنها بهایی هستند و یا اینکه اصلا کدام دین خوب است و کدام دین بد است، این بحثها نیست. موضوع حقوق بشر است و این که به هرحال یکسری اقشار در جامعه ما متاسفانه از حقوق اولیهشان برخوردار نیستند، از جمله بهاییها و این خوب نیست. اسلام هم با این تبعیض موافق نیست. ما احادیث و آیات فراوانی در این خصوص داریم. توصیه حضرت علی به مالک اشتر را داریم که میگوید حقوق آنهایی که در دین با تو مشترک نیستند هم باید رعایت شود. این رفتار رفتار اسلامی نیست که متاسفانه ما در جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم.»
جناب هاشمی رفسنجانی
شما کسی هستید که به پشتوانه اجتهاد وارد مجلس خبرگان رهبری شدید اما آیا در خانواده یک مجتهد دینی بهاییت به عنوان دین شناخته می شود؟ آیا شما نمی دانید که بهاییت یک فرقه ضاله است که به پشتوانه انگلیس خبیث شکل گرفته است؟ آیا شما با این انحراف آشنا نیستید؟ پس چطور اجازه می دهید در خانواده شما از حقوق بشری بهاییت دفاع شود؟ خدای بهاییت کیست؟ کدام پیامبری این دین را برای بشریت آورده است؟
فرزند شما مبانی اسلامی که از علمیه قم تا الازهر مصر به آن پایبندند را زیر پا گذاشته است و شما در این باره هنوز سکوت کرده اید! آیا شما در اسلام هم دچار تغییر و تحول شده اید؟
فرزند شما که سابقه این همه فتنه انگیزی علیه انقلاب را دارد در این میان برای رفتار انحرافی خود به غلط و به دروغ از حدیث امیرالمومنین هم استفاده می نماید؛ حال آنکه هیچ فقیهی در دین اسلام چه اهل سنت و چه شیعه، بهاییت را دین نمیداند! پس از دیدار فرزندتان با این جریان ضاله و حمایت از آنها آیا باز دیگران را انحرافی خطاب می کنید؟
جناب آقای هاشمی
وااسفا که عالمی بنشیند و ببیند که فرزندانش مدافع حقوق جریان های ضاله شود و دم بر نیارد! که چه جفایی بزرگتر از این می توان در حق اسلام عزیز کرد؟ این دیگر نه مسائل سیاسی است، نه برجام است، نه دولت یازدهم است و نه هیچ مسئله ی دیگری، این دفاع از کیان اسلام است و سکوت شما جز لطمه بیشتر بر پیکره اسلام عزیز چیست؟ ما نمی دانیم از شما به کجا شکایت بریم که در مقام رییس مجمع تشخیص مصلحت این نظام، نقطه اتکا و مرکز ثقل ضد انقلاب شده اید!
بایستی به همه مراجع تقلید و علمای اسلام این جفا را تسلیت بگوییم و بگوییم که ای مردان دین و ای دردمندان میراث پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع)، ما اعلام کردیم که جناب هاشمی برای دفاع از کیان اسلام و حفظ خود از آتشی که بر دامن دارد بایستی موضع گیری نماید و در جهت اصلاح آنچه افتاده برآید.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی:
دیدارفائزه هاشمی یا هرایرانی با اعضای بهائیت به قصد حمایت اشتباه است
حجتالاسلام ابوالفضل شکوری عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی درخصوص فرقه ضاله بهائیت اظهار داشت: ما در قانون اساسی اقلیت های مذهبی تعریف شده مانند مسیحی، یهودی، زرتشتی، اشوری و ارامنه داریم که این اقلیت های دینی شناخته شده هستند.
وی ادامه داد: غیر از اقلیت ها هیچ فرقه ای به عنوان اقلیت مذهبی شناخته نمی شوند و از جمله می توان به بهائی ها اشاره کرد. این فرقه از نظر قانون اساسی اقلیت دینی محسوب نمی شود.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تأکید کرد: اصل تأسیس فرقه بهائی با حمایت روسیه بوده و بعد از آن به دست انگلیس ها افتادند. بهائی هایی که در ایران هستند، افراد ناآگاه و مستضعف فکری محسوب می شوند و گول خورده اند.
حجت الاسلام شکوری افزود: سران بهائی مزدوران صهیونیست هستند و مرکز آنها در اسرائیل قرار داد و مرکزی به نام "بیت العدل" دارند و همه تصمیمات آنها در آن مکان گرفته می شود و همسویی کاملی با سیاست های صهیونیستی و آمریکایی دارند.
وی با تأکید براینکه فرقه بهائیت از فرقه های دست ساخته استعمار است، گفت: بهائی ها حزب سیاسی هستند نه فرقه مذهبی.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در پاسخ به این پرسش که باتوجه به دیدار فائزه هاشمی با سرکرده بهائیت، حکم کسی که از اعضای این فرقه حمایت کند، چیست، یادآور شد: من خبری در مورد دیدار فائزه هاشمی با اعضای ارشد این فرقه ندارم و عکسی در این مورد ندیده ام، ولی اگر فائزه هاشمی یا هر ایرانی دیگری به عنوان حامی با آنها دیدار کند، کاملاً اشتباه است.
حجت الاسلام شکوری گفت: من نمی دانم این دیدار به چه مناسبتی بوده است؛ بالاخره ممکن است کسانی که در ایران زندگی می کنند، با همدیگر ملاقات کنند؛ ولی اگر حرف هایی زده یا حمایت کرده باشد و این دیدار برای حمایت از اعضای این فرقه برنامه ریزی شده باشد، باید بگویم ما نمی توانیم از بهائی ها حمایت کنیم.
وی ادامه داد: من در مورد دیدار فائزه هاشمی با عضو ارشد بهائیت عکسی ندیده ام و حرفی نمی زنم؛ اما هر کسی بخواهد از فرقه بهائیت حمایت کند، از نظر قانون مدنی و شرعی محملی ندارد.
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تأکید کرد: اگر فرضاً این دیدار به این خاطر بوده که به طور مثال آنها همسفر بودند و با هم آشنا شدند، این نوع معاشرت، حمایت حساب نمی شود و فردی است و اسلام منعی برای آن ندارد؛ اما اگر معاشرتی باشد که مفهوم آن حمایت از فعالیت های فرقه بهائیت باشد، نادرست است.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی:
فائزه هاشمی باید استغفار کند/ دوستی با بهائیان گناه کبیره است/ او باید از ملت انقلابی ایران و شیعیان عذرخواهی کند
حجتالاسلام والمسلمین سیدمهدی طباطبایی با اشاره به نظر فقها درباره فرقه ضالّه بهائیت، گفت: ضال بهمعنای گمراه است و بهائیت یک گروه سیاسی است که مشی اصلی آنها بیگانگان هستند و اینگونه پرورش یافتهاند و صاحبنظر نیستند.
وی ادامه داد: فرقه بهائیت خانواده یا گروهی هستند که میخواهند در کشور رسوخ پیدا کنند و بهنوعی ضربه به مسلمانان و بهویژه شیعیان بزنند و در تاریخ سابقه ندارد که در میان مسلمانان و شیعه کسی وجود داشته باشد که از عقاید آنها خبر نداشته باشد و نگاه به آنها مثبت و مناسب نیست.
این استاد اخلاق با بیان اینکه نظر علما و صاحبنظران شیعه درباره فرقه بهائیت آشکار است، گفت: افکار این فرقه برای مردم نیز آشکار است.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی در پاسخ به سؤالی مبنی بر "اگر فردی با اعضای این فرقه دیدار داشته و اظهار دوستی با آنان داشته باشد، حکمش از نظر فقها چیست؟" گفت: دیدار کردن چند نوع است، بهطور مثال دیداری با حجتیه وجود داشت که برخی وارد این فرقه میشدند و خودشان را مسلمان نشان نمیدادند که به آنها حمله شود، حتی تغییرات زیادی در این گروه دادند و جنبه سیاسی به خود گرفتند، تنها به این دلیل بود که میان آنها نفوذ مثبت داشته باشند و آنها را بشناسند تا بعدها آنها را دستگیر کنند که در نهایت عدهای از آنها به خارج از کشور فرار کردند.
وی ادامه داد: اگر کسی بخواهد با اعضای فرقه بهائیت دوستی کند قطعاً گناه کبیره مرتکب شده است.
این استاد اخلاق در پاسخ به سؤالی مبنی بر "خانم فائزه هاشمیرفسنجانی اخیراً با یکی از سرکردگان فرقه ضاله بهائیت دیداری داشته و حتی پس از انتقاد آیتالله هاشمیرفسنجانی مبنی بر این دیدار، وی با یکی از رسانههای خارجی مصاحبه داشته و اعلام کرده که بهائیان دوستان وی هستند و از این دیدار پشیمان نیست، نظر شما چیست؟" تصریح کرد: دیدار خانم هاشمی با یکی از سرکردگان فرقه ضاله بهائیت با فرهنگ شیعه و اسلامی ما همخوانی ندارد و زننده است.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با بیان "من هم ماجرای دیدار خانم فائزه هاشمی را شنیدم و یقین نکردم"، ادامه داد: این موضوع برایم سنگین بود و من متعجب شدم که چطور میشود شخصی که سوابق بهائیت را میداند و فرزند عالم و مفسر قرآنی چون آیتالله هاشمیرفسنجانی است که خودش از مبارزین در مسیر انقلاب و دلسوز نظام است این کار را کرده، ولو به اینکه دوستی باشد یا ملاقات باشد.
وی ادامه داد: متأسفانه با این حرکات دشمنان نسبت به خانوادههای دیندار سوژه درست میکنند.
این استاد اخلاق با ابراز "متذکر میشوم که خانم فائزه هاشمی در صدد برآید تا این کار را اصلاح کند"، گفت: وی باید استغفار کند. وی باید از ملت انقلابی ایران و شیعیان و آیتالله هاشمیرفسنجانی عذرخواهی کند.



